محمد پوریا محمد پوریا ، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 16 روز سن داره

پوریا امید زندگی مامانی و بابایی

دیدار اول

با سلام این وبلاگ را برای اولین غنچه زندگی مون محمد پوریا جون طراحی کردیم و لحظه های شاد باهم بودن را  به صورت یک آلبوم اینترنتی در آوریم برای شما چندین عکس از گلم می زارم تا باهاش آشنا بشین این شیطون بلا که خیلی ام زرنگه و باهوشه   ...
10 شهريور 1390

رفتن به پارک

 پوریا جون مامان وبابا    سلام یه روز تعطیل من و تو و بابا سه تایی سوار دوچرخه رفتیم پارک تا تو سرسره وتاب بازی کنی  آخه تو خیلی بازی کردن تو پارک رو دوست داری تا خسته نشی هم یه جا نمیشینی موقع تاب سواری خودت برای خودت شعر میگی :تا تا تاتایی(تاب تا ب عباسی) اینم به زبون خودت .     موقع سرسره بازی ام  باید خودت از پله ها بری بالا و خودتم لیز بخوری بیایی پایین نه من نه بابا کمک نکنیم چون تو ناراحت میشی و میگی که نه (بلدم))  بعد ازاینکه بازی کردی و خسته شدی با هم رفتیم که یه یه جا بشینیم ولی تو باز توپ و بادکنک دیدی و بطرف اونها دویدی و یکیشونو خودت انتخاب کردی و بدون اینکه برای...
4 شهريور 1390